نقد و بررسی فیلم Wicked: For Good | هیچ کجا کشور خود آدم نمیشود

«چرا اینجا را دوست دارم که / هرگز عشق و محبتی نسبت به من نداشته؟ / یک جایی که انگار داره از هم میپاشه / انگار خودش هم برای سقوط بیتابه / ولی اُز فقط یک جای معمولی نیست / یک وعده است / یک آرمانه / دوست دارم کمک کنم این رویا / به واقعیت بدل بشه / آخه چرا وقتی روزگار یک سرزمین سیاه میشه / این قدر برایمان عزیز و باارزش میشه؟ / فقط یک تیکه زمین است که / از خاک و سنگ و کلوخ تشکیل شده / صرفا جایی است که / با آن خو گرفتیم و / اسمش را گذاشتیم / خانه / ولی هیچ کجا خانه خود آدم نمیشه» (قسمتی از مونولوگ کاراکتر الفابا در فیلم Wicked: For Good)
Wicked: For Good دنبالهای بر فیلم Wicked محصول سال ۲۰۲۴ است که توانسته بود نظر مثبت منتقدین و مخاطبان را به خود جلب کند. داستان فیلم Wicked به دوران قبل از ورود دوروتی گیل به سرزمین اُز میپردازد و الفابا جادوگر سبزرنگی که بعدها به جادوگر شرور غرب مبدل میگردد، کاراکتر اصلی آن است. قسمت اول Wicked اثری بود در حمایت از انسان، حیوان و طبیعت. حمایتی که به دلیل نوع روایت درست داستان هرگز شعاری نشد و با آنکه در زیرمتن داستان قرار داشت هرگز در منجلاب نمادبازی فرو نرفت. قسمتهای موزیکال فیلم کاملا در خدمت اثر بود و پروسه شکلگیری داستان و شخصیتپردازی را تکمیل میکرد. استفاده درست کارگردان از تکنیکهای سینمایی، سمپات مخاطب نسبت به قهرمان داستان را جلب میکرد که در این میان نباید از بازی فوقالعاده سینتیا اریوو در نقش الفابا بهسادگی گذشت. ایفای نقشی که توانست اریوو را برای جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن، کاندیدای اسکار کند. در این مقاله قصد داریم به نقد و بررسی قسمت دوم فیلم Wicked با عنوان Wicked: For Good بپردازیم تا مشخص گردد دنباله این فیلم هم میتواند موفقیت قسمت اول آن را تکرار کند و یا اینکه این میزان از عجله در ساخت قسمت دوم (یک سال پس از ساخت قسمت اول) کار دست عوامل این فیلم داده است.

مقدمه فیلم Wicked: For Good اگرچه طولانی و با ریتمی کند و خستهکننده برگزار میشود اما در عوض اطلاعات خوبی به مخاطب میدهد و حوادث قسمت گذشته و شخصیتهایی که از پس این اتفاقات شکل گرفتند را برای بیننده مرور میکند. در حالی که تمام ساکنین شهر اُز، الفابا را به عنوان ساحره شرور میشناسند اما گلیندا (با بازی آریانا گرانده) دوست قدیمی خود را نزد مادام موریبل (با بازی میشل یئو) همچنان الفابا صدا میزند. فلش بکی هم که به گذشته گلیندا و دوران کودکیاش زده میشود، مقبولیتی که او نزد دوستان هم سن و سال خود دارا است را برای مخاطب به تصویر میکشد. بنابراین مقدمه فیلم هم رابطه صمیمی میان الفابا و گلیندا را برای بیننده یادآوری میکند و هم مقبولیت و محبوبیت او در میان شهروندان شهر اُز را ریشهیابی میکند. علاوه بر این موارد، دیالوگهایی که میان گلیندا و فیرو (با بازی جاناتان بیلی) رد و بدل میشود موضع فیرو را نیز نسبت به الفابا مشخص میکند تا مخاطب با آمادگی کامل اطلاعاتی قدم به داستان قسمت دوم این اثر بگذارد.
یکی از بزرگترین نقاط قوت داستان Wicked انتخاب رنگ کاراکترها است. رنگ سبز الفابا که باعث استتارش از دست سربازان اُز و «این همان شدن» او با طبیعت میشود، دفاع او از حیوانات اخراج شده از شهر و دغدغهمندی او نسبت به موجودات طبیعت را برای مخاطب باورپذیرتر میکند. این امر باعث میشود مونولوگ طولانی او نسبت به سرزمین اُز که بهصورت موزیکال برگزار میشود، هرگز شعاری نشده و بیننده را با خود همراه کند بهنحوی که فیلم Wicked: For Good در این لحظات بهشدت فرم گرفته و حسهای مخاطب را برانگیخته میکند. موضوع مهم دیگری که در نیمه اول این قسمت بسیار قابل توجه است، دیالوگهای مهمی است که بین سه کاراکتر الفابا، گلیندا و جادوگر (با بازی جف گلدبلوم) بیان میشود. زمانی که دیالوگ در سینما محوریت پیدا میکند، فرم اثر را از بین برده و این مدیوم هنری را از حالت ابژکتیویته (عینی) به سوبژکتیویته (ذهنی) تغییر میدهد که عملا باعث تنزیل آن میشود. اما به دلیل شخصیتپردازی و شکلدهی مناسب داستان در قسمت اول، دیالوگهایی که در نیمه اول فیلم و بین این سه کاراکتر بیان میشود کاملا در چهارچوب فرم روایی اثر قرار میگیرد بهنحوی که نهتنها در متن داستان بلکه در زیرمتن آن نیز به محتوای حسی مد نظر کارگردان نزدیک میشود.

Wicked: For Good همچنان در نیمه اول داستان خود میدرخشد. قدرت دیالوگها به تصویر منتقل میگردد و شورش حیوانات علیه جادوگر، تعلیق مناسبی در فیلم به وجود میآورد که مخاطب را با خود همراه میکند. شورشی که با آسیب و خرابی همراه است و به نوعی جهانبینی کارگردان نسبت به تغییر اوضاع مردم یک سرزمین (در اینجا شهر اُز) را به تصویر میکشد. زمانی که متن بهدرستی روایت شود، بحثهای زیرمتنی نیز تاثیر خود را بر حس و ناخودآگاه مخاطب باقی میگذارد. در این لحظات است که گلیندا ذات خود را عیان میکند و در دوگانه میان جادوگر و دوست قدیمی خود الفابا طرف ناحق را میگیرد. او حتی تئوریسین دستگیری الفابا از طریق خواهرش نیز میشود، موضوعی که در نهایت به مرگ نساروس (خواهر گلیندا با بازی ماریسا بودی) منجر میگردد. رنگ صورتیای که کارگردان برای لباس گلیندا در اکثر لحظات این فیلم در نظر گرفته واقعا برازنده او است زیرا گلیندا در ظاهر قصد آشتی میان خیر و شر را دارد اما زمانی که شر به مشکل میخورد، بهراحتی خیر را فدای آن میکند.
سقوط فیلم Wicked: For Good از نیمه دوم آن آغاز میشود. مشخص نیست الفابایی که حیوانات اخراج شده را به همبستگی و ماندن در سرزمین خود تشویق و تهییج میکرد و آنها را علیه جادوگر میشورانید، چگونه بیدلیل و بهسادگی خام حرفهای گلیندا و جادوگر میشود و قافیه را میبازد. البته فیلمنامه در این لحظات به کمک قهرمان داستان میآید و باعث مواجهه الفابا با حیوانات زندانی در بند جادوگر میشود. مواجههای که قهرمان داستان را مجددا از خواب غفلت بیدار میکند و ذات پلید جادوگر را به او میشناساند. الفابای گولخورده و خامشده با دیدن واقعیت، چشمانش باز میشود اما برای بعضیها حتی با دیدن هم حقیقت همچنان در پشت نقاب کوریشان در خفا باقی میماند. فاجعه اصلی در لحظات موزیکال نیمه دوم اتفاق میافتد. دیالوگها و مونولوگهایی که با موسیقی همراه است، نه روایت داستان را پیش میبرد و نه در شخصیتپردازی کاراکترها موثر است. عملا فیلم در این لحظات درجا میزند. نه فیلمنامه منسجمی وجود دارد و نه اجرای مناسبی شکل میگیرد. گویا تمام تلاش عوامل فیلم در ایدهای که برای قسمت دوم Wicked به ذهنشان رسیده در نطقه خفه شده و حتی به مرحله فیلمنامهنویسی هم نرسیده است. به همین خاطر کارگردان تصمیم گرفته تا نبود داستان را با قدرت خوانندگی سینتیا اریوو و آریانا گرانده جبران کند و عملا آوازهایی که از جانب این دو کاراکتر پخش میشود فقط برای گذراندن زمان فیلم است.

زمان زیادی از این لحظات موزیکال صرف ساختن مثلث عاشقانهای میان الفابا، فیورو و گلیندا میشود که عملا هم ریتم داستان را میشکند و هم فرم آن را نابود میکند. جهانبینی اثر از نبرد میان حق و باطل و قیام حیوانات شهر اُز علیه جادوگر آن به داستان رمانتیکی تقلیل مییابد که ای کاش حداقل توان ساختن عشق را دارا بود. تمام تلاش کارگردان در این لحظات به آوازهای عاشقانهای ختم میشود که چون با روایت تصویری همراه نیست عملا در ساختن رابطه عاشقانه نیز ناموفق عمل میکند. بدتر از این لحظات بهظاهر رمانتیک، کمدی سخیفی است که کارگردان در مجادله میان الفابا و گلیندا وارد داستان میکند. قهرمان داستان که با مرگ خواهرش مواجه شده و باید سوگوار آن باشد تا حس مخاطب را برانگیخته کند، درگیر نبرد تن به تن و مضحکی با دوست صمیمی خود میشود که کمدی آن هرگز با موقعیت دراماتیک آن سکانس همخوانی ندارد. فجایع فیلم Wicked: For Good به همین جا ختم نمیشود. تمام توطئهچینی گلیندا برای دستگیری الفابا که با مرگ خواهرش توام شد، با حضور آنی فیرو و تهدید سربازان ختم به خیر میشود و قهرمان داستان با تصنعیترین شکل ممکن نجات پیدا میکند.
تنزل فیلم در نیمه دوم باعث سقوط قهرمان داستان نیز میشود. الفابا که همواره در جهت مثبت داستان قرار داشت و بر خلاف لقبش (شرور) خیر مطلق بود، ناگهان تصمیم میگیرد که به دلیل دستگیری فیرو به انسان بدی مبدل گردد. بدتر از این مسئله، دغدغهمندی او است. کسی که آرزوی نجات سرزمینش از چنگال جادوگر و متحد کردن تمام ساکنین آن را در سر میپرورانید، حالا اهدافش شخصی شده و دغدغهاش به بازپسگیری کفش خواهرش تنزل یافته است. عوامل فیلم Wicked: For Good در عوض آنکه بعد از یکسال تصمیم به ساخت قسمت دوم فیلم خود بگیرند، بهتر بود زمان بیشتری را صرف پرداخت به ایده، داستاننویسی و نوع روایت میکردند و استراحت بیشتری به خود میدادند تا اینگونه Wicked از یک اثر قابل قبول در قسمت اول به یک فاجعه سینمایی در قسمت دوم تبدیل نشود. قسمت عمدهای از نیمه دوم فیلم، فقط و فقط مونولوگهای تکنفره و دیالوگهای دونفره است که نه در راستای شخصیتپردازی کاراکترها عمل میکند و نه حتی داستان را قدمی از آنچه که هست جلوتر میبرد. پرداخت به داستان بهقدری فاجعهآمیز است که سکانسهای مقابله دو شخصیت اصلی (الفابا و گلیندا) عملا به یک شوی خوانندگی مبدل میگردد و نهتنها داستانی در قاب تصویر روایت نمیشود بلکه فیلمنامهای هم برای روایت وجود ندارد.

فیلم Wicked: For Good در ساختن کاراکترهای مربوط به داستان دوروتی خوب عمل میکند. تبدیل کاراکتر باک (با بازی اتان اسلاتر) که در قسمت اول هم جز شخصیتهای فرعی داستان بود به مرد حلبی و معرفی و حضور شیر بزدل در دو سکانس از فیلم، مقدمهچینی خوبی است تا اگر تهیهکنندگان فیلم به فکر ساختن ادامهای برای اثر خود باشند، انسجام داستان را نسبت به قسمتهای قبل حفظ کنند و پروسه شخصیتپردازی کاراکترها روند مناسبتری را طی نماید. سکانس پایانی قسمت دوم Wicked همان سکانس آغازین قسمت اول آن است یعنی زمانی که گلیندا قدرت را به دست گرفته و قصد دارد داستان زندگی شرور را برای مردم شهر اُز تعریف کند. آیا مردم این شهر، گول روشنفکرنمایی و سیاستهای منفعتطلبانهی گلیندای صورتیپوش را میخورند؟
امتیاز نویسنده به فیلم: ۵ از ۱۰


